دسته: داستان های زیبا

داستان خواب گل سرخ از چیستا یثربی با صدای هلن محمدنیا 0

داستان خواب گل سرخ از چیستا یثربی با صدای هلن محمدنیا

قسمت چهل و هشتم داستان عاشقانه خواب گل سرخ منتشر شد ... ادامه دارد بروز شد در تاریخ 04/مرداد/96 ساعت 06:00 قسمت بیست و چهارم داستان خواب گل سرخ با صدای هلن محمدنیا منتشر شد ... ادامه دارد بروز شد در تاریخ ۱۷/بهمن/۹۵ ساعت ۱۳:۲۵ داستان صوتی عاشقانه خواب گل سرخ از چیستا یثربی با صدای هلن محمدنیا…

باد زن ها را می برد نویسنده حسن محمودی خوانش فرح امیدی 0

باد زن ها را می برد نویسنده حسن محمودی خوانش فرح امیدی

پیش از آن که آن فکر احمقانه به سر زنم بزند، دو نفری به همراه بچه هایمان به روال معمول داشتیم مثل بقیه ی آدم ها، زندگی مان را می کردیم. به قول معروف با سیلی صورتمان را سرخ نگه می داشتیم و با بد و خوب زندگی می ساختیم. عادت کرده بودیم یک جورهایی…

داستانک پسر آقا معلم نویسنده دکتر سید محمدرضا لاهیجی اجرا هلنا 0

داستانک پسر آقا معلم نویسنده دکتر سید محمدرضا لاهیجی اجرا هلنا

آقا معلّم واردِ کلاس شد این اوّل‌باری بود که اونو می‌دیدم ! یعنی اوّلین ‌باری بود که منو بچه‌هایِ کلاس معلّمیو می‌دیدیم که همراش یه کپسول و یه چیزی شبیه شیلنگه که ما اصلاً نمی‌دونستیم چیه ! تازشم احتیاجم نداشت بره رو صندلی بشینه چون خودش رویِ یه صندلیِ چرخدار نشسته بود، اینو البته دیگه…

داستان تردید نویسنده علی جوکار گویندگان مرتضی خدام و مینا الوندی 0

داستان تردید نویسنده علی جوکار گویندگان مرتضی خدام و مینا الوندی

کیف مدارکشو جابجا کرد و منتظر همکارانش موند که بیان ،اما اونا تاخیرکردن تنها راه افتاد، همیشه از شرکت تا دوسه خیابون اونطرفتر رو پیاده می رفت که تنهایی فکر کنه ،‌ پیاده روی رو دوس داشت در افکارش غرق بود_ناگهان شانه هایش شانه ای رو محکم لمس کردو صدای افتادن و شکستن جسمی سخت…

داستان پسرک گلفروش از علی جوکار با صدای مرتضی خدام کاترین صادقپور و استاد سیروس ارسطونژاد 0

داستان پسرک گلفروش از علی جوکار با صدای مرتضی خدام کاترین صادقپور و استاد سیروس ارسطونژاد

محمود پسرک گلفروش پسرکی نامرتب با یه دسته کوچولو گل رز تنها در پارک آزادی شهر راز داشت به کودکان همسن وسالش نگاه می کرد که درشهر بازی پارک شادوخندان بازی می کنند و دست والدینشون را محکم گرفتن و قدم میزنن..با غمی که در چهره اش موج می زد و حسرتی دردناک نهفته در…

داستان کوتاه تلخ ترین خاطرات شیرین نویسنده داوود قاسم زاده 0

داستان کوتاه تلخ ترین خاطرات شیرین نویسنده داوود قاسم زاده

داستان کوتاه "تلخ ترین خاطرات شیرین" من و صندلیهای این کافه همیشه منتظریم... دَر که باز کنی و بیای... من رو میبینی که مات و مبهوت به درِ شیشه ای این کافه خیره شدم و چشمام شده مث بوف کور... ببین...!!! این گوشه، منم....!!! دُرُست از در که میای تو سمت چپ، یک دیوار سبز…

داستان عاشقانه پستچی از چیستا یثربی با صدای فرح امیدی 0

داستان عاشقانه پستچی از چیستا یثربی با صدای فرح امیدی

قسمت اول چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم ونامه را بگیرم ، او پشتش به من بود.وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود!شاید هجده…

داستان کوتاه زیبای کلاغ پر از داوود قاسم زاده 0

داستان کوتاه زیبای کلاغ پر از داوود قاسم زاده

گفت : میای بازی...!! گفتم : چی بازی...!؟ گفت : کلاغ پر ... چشماش موج میزد از شادیها ی کودکانه گفتم : باشه گفت : عقل گفتم : پر گفت : دل گفتم : پر گفت : غرور گفتم : پر گفت : آبرو سرم رو بالا بردم چشمهاش پر از دلهره و اصطراب، آروم…

داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین 0

داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین

راستش من تو یک خانواده معمولی به دنیا اومدم وقتی ۱۵سالم بود قیافه زیبایی داشتم و خیلی شیطون بودم دوست داشتم تمام کار هارو تجربه کنم تقریبا همه رو تجربه کرده بودم الا دوستی با جنس مخالف . روبه روی مدرسمون یه بوتیک مردانه بود که رامین رو اون بوتیک کار میکرد ، قیافه زیبایی…

داستان بسیار زیبای عشق واقعی پسرک عاشق 0

داستان بسیار زیبای عشق واقعی پسرک عاشق

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه…