دسته: داستان های زیبا

داستان خواب گل سرخ از چیستا یثربی با صدای هلن محمدنیا ۰

داستان خواب گل سرخ از چیستا یثربی با صدای هلن محمدنیا

قسمت هجدهم داستان عاشقانه خواب گل سرخ منتشر شد ... ادامه دارد قسمت دهم داستان خواب گل سرخ با صدای هلن محمدنیا منتشر شد ... ادامه دارد داستان صوتی عاشقانه خواب گل سرخ از چیستا یثربی با صدای هلن محمدنیا قسمت اول از کوچه به خانه دویدم. یادم رفته بود گوشی ام را بردارم برگشتم؛حس کردم…

1
داستان کوتاه تلخ ترین خاطرات شیرین نویسنده داوود قاسم زاده ۰

داستان کوتاه تلخ ترین خاطرات شیرین نویسنده داوود قاسم زاده

داستان کوتاه "تلخ ترین خاطرات شیرین" من و صندلیهای این کافه همیشه منتظریم... دَر که باز کنی و بیای... من رو میبینی که مات و مبهوت به درِ شیشه ای این کافه خیره شدم و چشمام شده مث بوف کور... ببین...!!! این گوشه، منم....!!! دُرُست از در که میای تو سمت چپ، یک دیوار سبز…

2
داستان عاشقانه پستچی از چیستا یثربی با صدای فرح امیدی ۰

داستان عاشقانه پستچی از چیستا یثربی با صدای فرح امیدی

قسمت اول چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم ونامه را بگیرم ، او پشتش به من بود.وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود!شاید هجده…

4
داستان کوتاه زیبای کلاغ پر از داوود قاسم زاده ۰

داستان کوتاه زیبای کلاغ پر از داوود قاسم زاده

گفت : میای بازی...!! گفتم : چی بازی...!؟ گفت : کلاغ پر ... چشماش موج میزد از شادیها ی کودکانه گفتم : باشه گفت : عقل گفتم : پر گفت : دل گفتم : پر گفت : غرور گفتم : پر گفت : آبرو سرم رو بالا بردم چشمهاش پر از دلهره و اصطراب، آروم…

7
داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین ۰

داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین

راستش من تو یک خانواده معمولی به دنیا اومدم وقتی ۱۵سالم بود قیافه زیبایی داشتم و خیلی شیطون بودم دوست داشتم تمام کار هارو تجربه کنم تقریبا همه رو تجربه کرده بودم الا دوستی با جنس مخالف . روبه روی مدرسمون یه بوتیک مردانه بود که رامین رو اون بوتیک کار میکرد ، قیافه زیبایی…

2
داستان بسیار زیبای عشق واقعی پسرک عاشق ۰

داستان بسیار زیبای عشق واقعی پسرک عاشق

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه…

4
داستان بسیار زیبای آموزنده مرکز خرید شوهر ۰

داستان بسیار زیبای آموزنده مرکز خرید شوهر

در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتن و شوهری برای خود می گرفتن. شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگه نمی توانست به…

3
داستان عاشقانه زیبا دلم گرفته کمکم کنین ۰

داستان عاشقانه زیبا دلم گرفته کمکم کنین

از زندگی خسته شده بود شقیقه هاش تیر می کشید بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود چقدر خسته بود از نگاهش پیدا بود. تنها او میدانست چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود به اندازه ی تمام…

1
داستان بسیار زیبای باور کن که دوست دارم ۰

داستان بسیار زیبای باور کن که دوست دارم

یک بار دختری حین صحـبت بـا پسـری کـه عـاشقـش بود، ازش پرسیدچـرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم اما واقعا دوست دارم تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه باشه!!!…

2
داستان عاشقانه جدایی تنها مرگ دو عاشق واقعی ۰

داستان عاشقانه جدایی تنها مرگ دو عاشق واقعی

آدمی بودم تنها نه از لحاظ عاطفی. من بیشتر وقتم و با خودم سر می کردم یعنی بیشتر موقع ها تو خودم بودم کاری به کسی نداشتم چه تو خونه چه بیرون از خونه. بیشتر وقتم و تو خونه می گذروندم مگه کاری داشتم یا می رفتم سرکلاس تا از خونه می رفتم بیرون نه اینکه بگم یه آدم…

1