رابطه عاشقانه نویسنده مانگ میرزایی
مانگ میرزایی نویسندگان

رابطه عاشقانه نویسنده مانگ میرزایی

رابطه عاشقانه نویسنده مانگ میرزایی ما چرا وارد رابطه میشیم؟ مگه غیر اینه که عشق و رابطه واسه اینه که ما یه سری نیازای عاطفی و نیازای جنسی داریم که میخوایم تامین بشن؟ مثل نیاز به محبت کردن و محبت دیدن! نیاز به خواستن و خواسته شدن! حرف زدن و خندیدن و شیطنت و ...…

حسادت میکنم نویسنده مهسا سجاد
مهسا سجاد نویسندگان

حسادت میکنم نویسنده مهسا سجاد

حسادت میکنم نویسنده مهسا سجاد من به تمام آدم هایی که به هر بهانه ای در طول شبانه روز با تو در ارتباطند"حسادت میکنم". به دوستانت وقتی از ته دل برایشان میخندی و لحظاتت را با آنها ثبت میکنی. به همسایه ی کناری خانه ات که هر روز صبح قبل از هر کسِ دیگر با…

هوای موندن نویسنده پریسا فراهانی
پریسا فراهانی نویسندگان

هوای موندن نویسنده پریسا فراهانی

هوای موندن نویسنده پریسا فراهانی ببین دلبر جان این هوا هوای موندنه پاییز باشه، بارون باشه،سرد باشه تو نباشی اصلا جور در نمیاد!! بیا بمون این معادله رو تکمیل کنیم باهم پای پیاده بزنیم به دل پاییز یه طرف من باشم یه طرف تو، بینمونم فقط عشق جریان پیدا کنه! بمون نشون بدیم هوای پاییز…

مهر نویسنده آزاده رمضانی
آزاده رمضانی نویسندگان

مهر نویسنده آزاده رمضانی

مهر نویسنده آزاده رمضانی دوباره مهر می آید... و احساس عجیبی می برد با خود مرا، تا آخر رویای شیرین کهنسالی.... تو با مویی سپید و صورتی پرچین، من و دستان لرزان، قامتی از تلخی ایام پرشور جوانی، سخت بشکسته... نگاهم می کنی با شور و سرمستی، سخن ها دارد آن چشمان گیرایت، دگر حرفی…

تجاوز نویسنده غزل انصاری اصل
غزل انصاری اصل نویسندگان

تجاوز نویسنده غزل انصاری اصل

تجاوز نویسنده غزل انصاری اصل وقتی به یه دختر تجاوز میشه، همه بدونِ اینکه بگن "حالش خوبه؟!" "واسه چی آخه؟!" "کدوم آدمی همچین کاری کرده؟ باید به سزایِ عملش برسه!" میگن "لباسش چی بوده؟!!!!" "کجا بوده و چکار میکرده؟" "حتماً کِرم از خودش بوده!" "شاید یه‌ کاری کرده که طرف خوشش اومده و همچین کاری…

دلتنگی نویسنده آنا جمشیدی
آنا جمشیدی نویسندگان

دلتنگی نویسنده آنا جمشیدی

دلتنگی نویسنده آنا جمشیدی آدم همیشه از اون چیزی که داره، بیشتر میخواد به هفته‌ای یه بار از دور دیدنِ کسی که ازش خوشت اومده راضی‌ ای، اما هفته‌ ای یه بارت که میشه دوبار، دلت میخواد دوستش باشی. میگی به همین که دوستش باشم راضی‌ ام و از این بیشترشُ نمیخوام یه مدت که…

ساحل نویسنده طاها رحيميان گوینده سعید محرمی
طاها رحيميان نویسندگان

ساحل نویسنده طاها رحيميان گوینده سعید محرمی

ساحل نویسنده طاها رحيميان گوینده سعید محرمی وقتى لب ساحل مى ايستى، موج ها ميخوان خودشون رو به تو برسونن. از اون دورترين نقطه اى كه چشمات ميبينه، اونا حركت ميكنن و به سمتت ميان. ولى يهو همين كه جلو پات ميرسن، محو ميشن. انگار كه هيچوقت نبودن. موج ها تكرار و تكرار ميشن و…

جدایی نویسنده آریانامیر
آریانامیر نویسندگان

جدایی نویسنده آریانامیر

جدایی نویسنده آریانامیر دستام یخ کرده بود سرمو انداخته بودم پایین و پاهامو تکون میدادم اشکام بند نمیومد چن دقیقه یه بار بهش نگاه میکردم و میگفتم: ینی واقعا نمیشه؟ اونم میگفت: نه، اصلا فشارم اومده بود پایین دستاشو گرفتم، یهو انگار برق گرفتتش دستاشو کشید گیج بودم گفت: از این لوس بازیا بدم میاد،…

شاعر شدم نویسنده پریناز ارشد خوانش هلنا
پریناز ارشد نویسندگان

شاعر شدم نویسنده پریناز ارشد خوانش هلنا

شاعر شدم نویسنده پریناز ارشد خوانش هلنا چه دلنشین است وقتی با چشمان دریایتان نوشته های مرا مرور می کنید و چه سروری در من روخ می دهد از داشتن شما عزیزان به داشتن شماها می بالم زمان زیادی گذشت تا من شاعر شدم وشاعرانه نوشتم روزهای زیادی را در تنهایی گذراندم تا خوب ،بد…

بیقراری نویسنده نازنین عابدین پور خوانش لیلا موسوی
نازنین عابدین پور نویسندگان

بیقراری نویسنده نازنین عابدین پور خوانش لیلا موسوی

بیقراری نویسنده نازنین عابدین پور خوانش لیلا موسوی عزیزجون میگفت وقتی میخواید ازم خدافظی کنید و برگردید تهران، صبح بیاید، ظهر بیاید، اما غروب نیاید... میگفت غروب همین جوریشم دل آدم بیتاب و بیقرار هست، چه برسه به اینکه بفهمی بچه هات قراره فرسنگ ها ازت دور بشن و برن تو یه شهر و دیار…