عشق زیبا جدیدترین اشعار و دکلمه ها عکس نوشته ها

شعر خاکسترم کن از حسن اسدی شبدیز دکلمه لیلی آزاد 0

شعر خاکسترم کن از حسن اسدی شبدیز دکلمه لیلی آزاد

آتشم زن عشق من زیباترین!خاکسترم کن نازنین!خاکسترم کن،آه اماباورم کن مستِ دُردآشامی ام من،سایه ی ناکامی ام من مرده ی گمنامی ام من،زنده کن نام آورم کن باتوسردارزمین ام،ازتبارآبتین ام گرچه خاکسترنشین ام،آفتاب خاورم کن امرکن باشب ستیزم،آبرویش رابریزم! جان بکف گربرنخیزم،خاکِ عالم برسرم کن دیده دارم گوهرآذین،تاشودجامِ جهان بین گَرد راه ازچهره برچین،سرمه ی…

شعر فراتر از آدم از فرزانه ناطقی نژاد 0

شعر فراتر از آدم از فرزانه ناطقی نژاد

من آدم نیستم ، از نسل جامانده ی نا کجا آبادم ... مهرم را به ماه ، شبم را به چکه ی ابر میسپارم و بر زیلوی تپش قرنها ، رها شده در تقدیر بی انصاف و مخوف روزگارم بی وفایی را ... شبیه کوچه ی تاریک محزون و نمناک سراب آرزو هستم ! تنم…

شعر غروب و نداشتنت از یاس کرمانی دکلمه رضا کاظمی (دایی رضا) 0

شعر غروب و نداشتنت از یاس کرمانی دکلمه رضا کاظمی (دایی رضا)

باز هم درد زخمِ یک دلتنگیِ مزمن در حوالی غروب، که متلاشی میکند احساسم را.. باید دلم را به دارِ شعرهایِ آتشینم بیاویزم تا نجوا نکند بی قراری اش را به گوش بادهای هرزه باید نگاهم را به قدمهای پاک زمین پیوند زنم تا نلغزد در هوای واژه های رنگارنگ دروغین.. باید تو را پنهان…

وقتی که زندگی من آن هست می کشند از یزدان غلامی 0

وقتی که زندگی من آن هست می کشند از یزدان غلامی

وقتی که زندگی من آن هست می کشند هر جاده را به کوچه ی بن بست می کشند . انگار طفل بی پدرم در مُحاق عشق چندی ست سایه ها به سرم دست می کشند . سرگیجه ام تشنجم از درد باور است ناباوران شهر مرا مست می کشند . نقاشهای شهر غمم را ندیده…

داستان پسرک گلفروش از علی جوکار با صدای مرتضی خدام کاترین صادقپور و استاد سیروس ارسطونژاد 0

داستان پسرک گلفروش از علی جوکار با صدای مرتضی خدام کاترین صادقپور و استاد سیروس ارسطونژاد

محمود پسرک گلفروش پسرکی نامرتب با یه دسته کوچولو گل رز تنها در پارک آزادی شهر راز داشت به کودکان همسن وسالش نگاه می کرد که درشهر بازی پارک شادوخندان بازی می کنند و دست والدینشون را محکم گرفتن و قدم میزنن..با غمی که در چهره اش موج می زد و حسرتی دردناک نهفته در…

شعر همدرد از اردشیر هادوی 0

شعر همدرد از اردشیر هادوی

همدرد من چشمی به رنگ ماه شب داشت در دل هماره آتش و در سینه تب داشت همدرد من ماه شب بدر زمین است لبخند شیرینی همیشه روی لب داشت... لبهای او شیرین تر از قند و نبات است گویی که بر لب خوشه ی نخل رطب داشت همدرد من قلبش به سان آسمان بود…

شعر قشنگ روزگار من از علی بنیان عالم 0

شعر قشنگ روزگار من از علی بنیان عالم

ادبی دلنشینِ من! نمی‌دانم اکنون کجای این دنیا قدم نهاده‌ای... ولی می‌دانم که ردِ پای تو هنوز نیز دست نخورده در یادِ من باقی‌ست... قشنگِ روزگارِ من! مگر می‌شود با تو بد شد اگرچه بسیار با من بد شدی... دوست‌داشتنیِ من! سخت با عقل و غرورِ خویش جنگیده‌ام که با این متن بگویم دوستت دارم...…

عاقبت او که نفهمیدم و مدهوشم کرد از سهیلا مولاوردی 0

عاقبت او که نفهمیدم و مدهوشم کرد از سهیلا مولاوردی

عاقبت او که نفهمیدم و مدهوشم کرد شالِ دوری و خطا و گِله بر دوشم کرد با خوشی ماند کنارم دو سه روزی ، اما با دو دستانِ کَلَک دلهره تن پوشم کرد روز اول به هوای قَسَم اش رام شدم تیر بر من زد و برگشت و فراموشم کرد شعله ای ساخت از احساسِ…

شعر ولنتاین از محمد عبادی سالک دکلمه مدرس زاده 0

شعر ولنتاین از محمد عبادی سالک دکلمه مدرس زاده

گویندکه روز عاشقی امروزاست چه خطایی،،عاشقی هرروزاست آنکس که زعشق وعاشقی سرشار است هر روز وهرساعت او پربار است آن کس که دلش زعشق غم سوزشده امروزبرایش،بدترین روزشده همه درشادی،واوغمگین است امروزمرام خلق عاشق این است وقتی عشق نباشد،نفست جانکاه است اورفته وجای توقربانگاه است هرچه سیلی بزنی،صورت زردت پیداست این همه مهرومحبت،جای دردت پیداست…

شعر حال دلم از عباس چگینی 0

شعر حال دلم از عباس چگینی

سرخی خون را مَثَل زنید به مثال دلم هزار افسوس به جوانی و به حال دلم حیران و مبهوتم ،گاهی هم امیدوار که روزی یار می رسد به وصال دلم به فال نیک نگرفتم این درد جدایی را بی حافظ پذیرفتم طالع و فال دلم تیری رها کردی که تیره ام را سوخت لعنت به…