شعر غم هجران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی

زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر، تا از کرم کورِ بی دستُ پا پروانه ای بسازد هزار رنگ؛

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. با سلام
    بنده شاعر نیستم ولی بضاعت کمی که در این زمینه دارم باید یک شاعر فلسفه را بداند در شعری وقتی چندین بار از دل”از تپش دل”از قلب تپش قلب نام میبرید من فکر میکنم ایشان در می خواستند احساس خودشان را در قالب شعر بیان کنند و این حالت چنان است که هر چه پیش آید خوش اید هر چه پیش آمد بنویس “ضمنا تقدیر “مقدرات شعر دل شکسته جور نیست باید شاعر دل را بداند چیست !همچنین معانی فلسفی عشق را کاملا درک کرده باشد این نظر من از عینک یک دبیر بازنشسته رشته ریاضیات و آمار میباشد رشته را نوشتم که فکر نکنید از دیدگاه شاعران دیگر میگردند موفق باشید و پوزش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *