غم پنهانی شاعر و خوانش زهرا حکیمی بافقی
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

غم پنهانی شاعر و خوانش زهرا حکیمی بافقی

غم پنهانی شاعر و خوانش زهرا حکیمی بافقی غصّه جاری است، از این، ریزشِ بارانیِ من؛ آب شد، شورِ نهانِ گُلِ جسمانیِ من... درد گردیده، تمامِ تپشِ شورِ دلم؛ سرد گردیده، دل از، آهِ زمستانیِ من... بند شد، سازِ دلم، در نَفَسِ ثانیه‌ها؛ آه... از بند و غل و، پیکرِ زندانیِ من... رو به تحلیل…

شعر تپش های دلم شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

شعر تپش های دلم شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی

شعر تپش های دلم شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی تپش‌های دلم، با عشق، نیکوست؛ وجودم، با گلِ احساس، خوشبوست؛ زِ تو، شعله کشیده التهاب و، تمامِ قلبِ من، غرقِ هیاهوست... درونِ سینه‌ام، مِهرِ تو جاری است؛ اگر پرشور و تب، هستم، از این روست... شود، آباد دل، از، آبِ عشق و، بدونِ عشق، می‌ماند،…

راز عشق شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی (الف احساس)
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

راز عشق شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی (الف احساس)

راز عشق شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی (الف احساس) راز عشق را بايد: در پرِ سوخته‌ی پروانه ديد؛ در صدای شعله‌ی شمع شنيد؛ در سر كوه شناخت؛ از دل صخره شكافت: با همه سنگيِ خود، حس می‌گيرد؛ نرم می‌گردد؛ می‌شكند؛ می شكافد؛ می ‌شكفد؛ و به شكوفاييِ خويش، رنگ، تا رنگ؛ گل به نظّاره…

شعر حس بی کران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

شعر حس بی کران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی

شعر حس بی کران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی بیا؛ که با تو پُر از، حسّ بی‌کران بشوم؛ پر از ستاره‌ی مِهرت، یک آسمان بشوم... نشانِ مِهر تو دارد، دلِ نحیف و نزار؛ زِ هجرِ چهره‌ی ماهت، چه بی‌نشان بشوم... ببین! فصول دلم، زرد گشته است و خزان؛ بیا؛ همیشه بهارم! که بی‌خزان بشوم...…

شعر خداحافظ شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

شعر خداحافظ شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

شعر خداحافظ شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس) خداحافظ، تمام ِ لحظه‌های حسّ ِ بارانی؛ شکوه نغمه های مهر، در شب‌های گریانی... خداحافظ، صفای شورشِ پیوسته‌ی احساس؛ سرودِ عشق، در شور و شرِ تب‌های عریانی... خداحافظ، تو احساس ِ قشنگ ِ دل‌سرودن‌ها؛ معمّای تمامِ رابطه، در شورِ پنهانی... خداحافظ، تو ای یاری، که از…

شعر یلدا شاعر خوانش زهرا حکیمی بافقی (الف احساس)
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

شعر یلدا شاعر خوانش زهرا حکیمی بافقی (الف احساس)

شعر یلدا شاعر خوانش زهرا حکیمی بافقی (الف احساس) عقیقِ یلداییِ لبهایت، از گلِ خورشید می‌سراید، و آفتاب را، در فورانِ آتش، به شرار و شعله‌وری می‌خواند... *** شبِ یلدا رسید و باز، بی‌‌تو، تمامِ چشمِ احساسم، به در شد... سفر کردم، برای دیدنِ تو؛ ولی حسرت، نصیبم زان سفر شد... چرا که رفته بودی،…

شعر کام احساس شاعر خوانش شعر زهرا‌ حکیمی بافقی
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

شعر کام احساس شاعر خوانش شعر زهرا‌ حکیمی بافقی

شعر کام احساس شاعر خوانش شعر زهرا‌ حکیمی بافقی من چه سازم، در فراقت، با تمام لحظه ها؟ پرکشید از شوق رویت، دل ز بام لحظه ها... می شمارم لحظه ها را، ازبرای دیدنت؛ تا در آغوشت بسازم، اغتنام لحظه ها... دل بنوشد شور شیرین، با تو از جام جنون؛ مست گردد عاقبت، جانم ز…

شعر غم هجران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی
زهرا حکیمی بافقی شاعران سایت

شعر غم هجران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی

شعر غم هجران شاعر خوانش شعر زهرا حکیمی بافقی غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا! به جز از عشق تو چیزی، نبود در دل ما... همه دم، غصه خورم؛ آه کشم، با دل زار؛ شده تقدیر دل من، که شوم از تو جدا... نفس دل، شده بی تاب؛ بگو من چه کنم؟ گل…