تو به من خندیدی حمید مصدق و فروغ فرخزاد دکلمه حسین زنهاری
شاعران سایت شعرهای زیبا

سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد و جواد نوروزی دکلمه حسین زنهاری دکلمه دوم علیرضا چولابی و آتنا حسنی

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام…

شعر مرگ من از فروغ فرخزاد با دکلمه فریبا دادگر
شاعران سایت شعرهای زیبا

شعر مرگ من از فروغ فرخزاد با دکلمه فریبا دادگر

      مرگ من       مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور       مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه…

شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد از فروغ فرخزاد

و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یأس ساده و غمناک اسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت ساعت چهار بار نواخت امروز روز اول دی ماه است من راز فصلها را میدانم و حرف لحظه ها…

شعر بسیار زیبای شب و هوس از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر بسیار زیبای شب و هوس از فروغ فرخزاد

در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمی آید اندوهگین و غمزده می گویم شاید ز روی ناز نمی آید چون سایه گشته خواب و نمی افتد در دامهای روشن چشمانم می خواند آن نهفته نامعلوم در ضربه های نبض پریشانم مغروق این جوانی معصوم مغروق لحظه های فراموشی مغروق این سلام…

شعر بسیار زیبای پنجره از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر بسیار زیبای پنجره از فروغ فرخزاد

یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی در انتهای خود به قلب زمین میرسد و باز می شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ یک پنجره که دستهای کوچک تنهایی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کردیم سرشار می کند . و می…

شعر زیبای وداع از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر زیبای وداع از فروغ فرخزاد

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش می برم،تاکه در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه می برم تا زتو دورش سازم زتو،ای جلوه امید محال…

شعر زیبای تنها صداست که می ماند از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر زیبای تنها صداست که می ماند از فروغ فرخزاد

چرا توقف کنم،چرا؟ پرنده ها به ستوی جانب آبی رفته اند افق عمودی است افق عمودی است و حرکت : فواره وار و در حدود بینش سیاره های نورانی میچرخند زمین در ارتفاع به تکرار میرسد و چاههای هوایی به نقب های رابطه تبدیل میشوند و روز وسعتی است که در مخیله ی تنگ کرم…

شعر بسیار زیبای تولدی دیگر از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر بسیار زیبای تولدی دیگر از فروغ فرخزاد

همهء هستی من آیهء تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاهان شکفتن ها و رستن های ابدی آه کشیدم ، آه من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم زندگی شاید یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد زندگی شاید ریسمانیست که مردی…

شعر بسیار زیبای شراب و خون از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر بسیار زیبای شراب و خون از فروغ فرخزاد

نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش چنگ اندوهم، خدا را، زخمه ای زخمه ای، تا برکشم آواز خویش بر لبانم قفل خاموشی زدم با کلیدی آشنا بازش کنید کودک دل رنجه دست جفاست با سر انگشت وفا نازش کنید پر کن این پیمانه را ای هم نفس پر…

شعر بسیار زیبای رمیده از فروغ فرخزاد
شعرهای زیبا

شعر بسیار زیبای رمیده از فروغ فرخزاد

رمیده * نمى دانم چه مى خواهم خدایا به دنبال چه مى گردم شب و روز چه مى جوید نگاه خسته من چرا افسرده است این قلب پرسوز ز جمع آشنایان مى گریزم به کنجى مى خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگى ها به بیمار دل خود مى دهم گوش گریزانم از…