گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا

شعر کُنار از پژمان اصلانی

شعر کُنار از پژمان اصلانی

ایستاده ام به راه

تا از او خبر شود

به روی شاخه های این درخت لخت

مانده ام به پای

به دوردست ها…نه گرد هست و نه سوار

نه جارچی که آورد خبر

که ز دشت ها و کوهسار…

نهاده ام در انتظار

سر به روی شاخه ای

نازک و بدون بار…

ای بهار!

ردی از خودت نشان بده!

من شکسته ام

به درد نیستی دچار…

بیا و باز کن تو روسری

ز عطر زلف خود کمی ببار!

به دشت های پونه و به سبزه زار…

ببار بر درخت من

به این کنار بی ثمر

که سالهاست بر تنش

فتاده سایه ی تبر…

بیار پنجه ی لطیف ابر

بکش به روی این تن تباه و بی شکیب

بمان کنار من یکی دو ماه

بخوان برایم از شکوفه های سیب…

به قلم زیبای : پژمان اصلانی

گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا


زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر ، تا از کرم کور بی دست و پا پروانه ای بسازد هزار رنگ !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *