گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا

az-dosh-eshghe-bardar

شعر زیبای از دوش عشق بردار

خالی تر از سکوتم از نا سروده سرشار
حالا چه مانده از من ؟ یک مشت شعر بیمار
انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن
اما امید باطل شب دائمی ست انگار
با تار و پود این شب باید غزل ببافم
وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست
بار ترانه ها را از دوش عشق بردار
بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم
دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد
پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار
شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود
کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار
از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس
از شوق زنده بودن تا خنده ای سرِ دار

اشعار نجمه سعادتی خاطره

شب است نجمه سعادتی خاطره

گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا


زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر ، تا از کرم کور بی دست و پا پروانه ای بسازد هزار رنگ !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *