جدایی نویسنده آریانامیر
آریانامیر نویسندگان

جدایی نویسنده آریانامیر

جدایی نویسنده آریانامیر دستام یخ کرده بود سرمو انداخته بودم پایین و پاهامو تکون میدادم اشکام بند نمیومد چن دقیقه یه بار بهش نگاه میکردم و میگفتم: ینی واقعا نمیشه؟ اونم میگفت: نه، اصلا فشارم اومده بود پایین دستاشو گرفتم، یهو انگار برق گرفتتش دستاشو کشید گیج بودم گفت: از این لوس بازیا بدم میاد،…

دلتنگ عشق نویسنده پگاه دهقان خوانش متن کمند کاویانی
پگاه دهقان نویسندگان

دلتنگ عشق نویسنده پگاه دهقان خوانش متن کمند کاویانی

دلتنگ عشق نویسنده پگاه دهقان خوانش متن کمند کاویانی تو یه شهر کوچیک زندگی میکنم یه شهری که به هر طرف نگاه کنی آدمای دیروز رو میبینی،،، ولی واسه دیدن تو،،، همین شهر کوچیک به اندازه ی یه جهان بزرگ میشه،،، جوری که به هر طرف نگاه کنم نمیتونم تو خیابوناش ببینمت،،، دیدی یه جاهایی…