گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا

شعر غروب و نداشتنت از یاس کرمانی دکلمه رضا کاظمی (دایی رضا)

شعر غروب و نداشتنت از یاس کرمانی دکلمه رضا کاظمی (دایی رضا)

باز هم درد
زخمِ یک دلتنگیِ مزمن
در حوالی غروب،
که متلاشی میکند
احساسم را..

باید دلم را
به دارِ
شعرهایِ آتشینم بیاویزم
تا نجوا نکند بی قراری اش را
به گوش بادهای هرزه

باید نگاهم را
به قدمهای پاک زمین پیوند زنم
تا نلغزد در هوای واژه های
رنگارنگ دروغین..

باید تو را پنهان کنم
در نایاب ترین
زوایای اشعارم …

باید تو را بنویسم
بر خش خش برگهای رقصان
که قدم نزند کسی
مهربانیت را…

تو را بیرون باید کشید
از لای افسردگی های عریان
رنگ زد
سایه روشن لبهایت را…
و به آغوش کشید
داشتنت را …

هنوز تو را
کم می آورم گاهی

برای از تو سرودن
جهانی لازم است
غرق در واژه ها…
آکنده از احساس….

به قلم زیبای : یاس کرمانی

دکلمه : رضا کاظمی (دایی رضا)

      شعر غروب و نداشتنت از یاس کرمانی

گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا


زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر ، تا از کرم کور بی دست و پا پروانه ای بسازد هزار رنگ !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *