غزل مست شاعر محمدرضا نظری

loveziba

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر، تا از کرم کورِ بی دستُ پا پروانه ای بسازد هزار رنگ؛

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. mary_ mhd گفت:

    خدااایا ابن دیگه چی بود ؟؟ واژه ها ‌بسیار زیبا رقصان شده اند… شاعر در حالت بیخودی محشرررر کرده..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.