گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا

این درد با که گویم از پرستش مددی دکلمه علیرضا چولابی

این درد با که گویم از پرستش مددی دکلمه علیرضا چولابی

  باز آمدم بسویَت ، تا دل ز غم بشُویَم
  این دل گرفته زنگار ، این درد با که گویم

  در دامِ غم اسیرم ، این غصه کرده پیرَم
  پس کو وفای دلدار ؟ این درد با که گویم

  من سینه سوزِ عشقم . نامت به دل نوشتم
  پُشتم خمیده شد یار ، این درد با که گویم

  در آسمانِ چشمَت . یک قطره اشکِ خیسَم
    اشکی که گشته تکرار ، این درد با که گویم

  مدهوشِ باده نوشم ، افتاده ای خموشم
  من مستم و دل افکار ، این درد با که گویم

  مستم اگر به مستی ، از من بگیر تو دستی
  افـتاده ام به ناچار ، این درد با که گویم

  من تشنهء نگاهَت ، مشتاقِ رویِ ماهت
      گم گشته و گرفتار ، این درد با که گویم

  من می رسَم به پایان ، با این دو چشمِ گریان
  از این غم شرربار، این درد با که گویم

  سوزم ز سازَت ای دل ، بر من مبند محمل
  درمانده ام و تبدار ، این درد با که گویم

  به قلم زیبای : پرستش مددی
  دکلمه : علیرضا چولابی
  آهنگ : نیکوس دئودوراکیس

.

      این درد با که گویم از پرستش مددی

دیگر اشعار و دکلمه های شاعران سایت عشق زیبا

  با توام آتش شعر و دکلمه میترا بابازاده
  غزل بسیار زیبای تقصیر جاده نیست از امین شیرازی
  دوبیتی تقدیم به دلاور مردان آتش نشان ساختمان پلاسکو از آنجلا راد

گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا


زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر ، تا از کرم کور بی دست و پا پروانه ای بسازد هزار رنگ !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *