داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین

loveziba

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر، تا از کرم کورِ بی دستُ پا پروانه ای بسازد هزار رنگ؛

مطالب مرتبط

3 دیدگاه‌

  1. یلدا گفت:

    داستان جالبی بوداشکم دراومد

  2. سید شاه ملتون سیدی گفت:

    بسیار عالی بود.
    عاشق شدن هم دست خود انسان نیست ناخودا آگاه که برابرمی شود شخص مورد نظری خود رامی بینی ومورد پذیرش ات قرار می گیرد و بعد می روی به مراحل دیگه اش

  3. سید شاه ملتون سیدی گفت:

    این داستان های که می خوانم بیشتر درد هایم تازه تر می شوند. ولی بازهم علاقه دارم که بیشتر این رقم متن ها را بخوانم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *