داستان واقعی عشق غم انگیز حمید و فرخنده

زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر ، تا از کرم کور بی دست و پا پروانه ای بسازد هزار رنگ !

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. Hasti گفت:

    سلام .واقعاداستان زیباوغم انگیزی بود .وهمین طور بایدبه حمیدغبطه خوردبه خاطرپشتکاروایمانش .باخوندن این داستان یادامام رضاافتادم .یاامام رضا

  2. Hasti گفت:

    واقعا الان فرخنده چه حالی داره ؟من اگه باشم دیگه حاضرنیستم باکسی مزدوج بشم .ولی چه کنیم یه سیب وقتی ازبالابه پایین میاد … خداکنه همه ی پسرای جامعه این طوری باشن .ای امام رضابرام دعاکن اگه روزی خواستم ازدواج کنم همسرم مثل حمیدداستان باایمان و تلاشگرباشه واین ارزوروبرای همه ی دخترادارم .