گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا

درد پنهان

ای خوش آن عشق و محبت که به اظهار رسد

مرغ خوشبخت شود،چونکه به گلزار رسد

چشم بر روی جهان دگری بگشاید

شاخه،درباغ اگر برسر دیوار رسد

ای خوش آن دست که دامان عزیزان گیرد

کار دیدار،به اصرار و به انکار رسد

اشک افشاندن و زانو زدن اندر بر یار

قصه ای باشد و پیوسته به تکرار رسد

لب به لبخند گشاید ملک اندر ملکوت

چونکه پیغام ، ازین یار به آن یار رسد

جشن گیرند به شادی همه مرغان بهشت

بوی گلزار، چو بر مرغ گرفتار رسد

درد عشق ، آه اگر آینه از شرم کند

تاج ها بردل بیچاره ی بیمار رسد

 باد پرخون ، جگر شرم که عمری نگذاشت

که مرا عشق جگر خوار به اقرار رسد

دیگر،این معجزه میخواهد و بسیارکم است

درد پنهان به مداوای پرستار رسد

سهم ما،عشق به دل خون شده ای بود که سهم

چون که بی قاعده باشد کم و بسیار رسد

داد و فریادم ازین تودۀ دوار گذشت

تا به گوش فلک و ثابت و سیار رسد

بشنوید ای در و دیوار، که جانان نه شنید

آنچه امروز به گوش در و دیوار رسد

شاید«امید»نهان باشد از انظار جهان

این ورق سوخته روزی که به انظار رسد.

مهدی اخوان ثالث

گروه تلگرامی دکلمه شعر عشق زیبا


زیبا

این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر ، تا از کرم کور بی دست و پا پروانه ای بسازد هزار رنگ !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *